تبليغاتX
آشیانه ی تردید
بسم الله الرحمن الرحیم

هر كاري مي كنم اين روزهاي اول دي عادي بگذرد نمي شود.

فقط خدا مي داند تا فروردين...



+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/05ساعت 1:28  توسط ...  | 


هرگز كسي اين گونه فجيع!‌ به كشتن خود برنخاست

كه من به زندگي نشستم...




+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/07/27ساعت 2:17  توسط ...  | 


من زنده ام به رنج

...



+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/06/23ساعت 1:0  توسط ...  | 


بـر آتش تو نشـستيـم و دود شـوق برآمـد

تو ساعتي ننشستي كه آتشي بنشاني



+ نوشته شده در  شنبه 1390/06/19ساعت 0:47  توسط ...  | 

دوباره و چند باره

زیر و رو می کنم خاطرات تلخ و شیرین

نزدیک و دور

غریب و آشنا را؛

در پی آن دستهای سرد و همیشه مهربان

چشمهای بی انتهای جنون آور

ثانیه های جاودانه ی تلاقی نگاه

همه ی لحظه ها را مرور می کنم.

 

چقدر غریب است حکایت دلدادگی

تو تعییر می کنی

من هم

روزگار نیز

اما عشق ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/09/21ساعت 3:10  توسط ...  | 

 

صرفا جهت اطلاع:

 

     همچنان زنده و معمولا خوبم.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/08/01ساعت 15:32  توسط ...  | 

 

سوختم زین آشنایان! ای خوشا بیگانه ای

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/05/14ساعت 22:48  توسط ...  | 

 

راه های دور

عشق های بی دلیل

اشک های بی هنگام

خنده های ازاد

اغوش های گشوده

...

حالا فقط به تن زنده ام و به روح

سالیان درازی ست مرده و پوسیده

و گمان روزگار بهتری نیست

...

و هنوز

این رنجنامه ی سمج

نامش زندگی ست!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/04ساعت 3:6  توسط ...  | 

 

نمی دونم چرا اسمش رو گذاشتم آشیانه ی تردید!

انگار اینجا فقط مال توئه،

و من تردیدی در مورد تو و هرچی به تو مربوطه ندارم.

تردید ندارم که هنوز دوستت دارم، هر چند خودم رو هر روز فریب بدم.

تردید ندارم که هستی هر چند که چهار سال بی وقفه ندیدمت.

تردید ندارم ...

اینجا آشیانه ی ایمان به تو شده عزیز سفر کرده ی من.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/22ساعت 0:56  توسط ...  | 

 

هنوز اینجایی!

نمی دانم! تو مرا می خواهی یا من تو را!

هر چه هست هنوز اینجایی.

با هرم تیر

با جاده

با درد

با ترانه

...

می آیی و می مانی.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/25ساعت 7:51  توسط ...  | 

 

 

سپاس کلام ناچیزی ست در برابر شادی و آرامش این روزها.

لیکن بیش از این توانم نیست!

بی شمار سپاس...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/18ساعت 3:27  توسط ...  | 

 

ای که مرا خوانده ای!

راه نشانم بده.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/11/27ساعت 1:0  توسط ...  |